سلايډنظر او تحلیل

صدای که در برابر ظلم بلند شود در حقیقت صدای آزادیست!

عبدالباسط امل

وقتی اصحاب‌ شنیدند زمانی می رسد تعداد مسلمین خیلی زیاد است ولی همت و ارزش ندارند؛ تعجب کردند. اصلاً باور شان نمی شد.
این درست عصرِ ما است،
عصری که جمعیت مسلمان از میلیارد اضافه شده ولی بسان گوسفند هر لحظه کشته می شود، عصری که مسلمان در کشمیر توسط هندو قتل عام می شود، عصری که مسلمان در ترکستان توسط چین مجبور به ترک دین می شود، عصری که مسلمان در افغانستان توسط قوتهای ناتو و لشکر سیاه سر به نیست می شود، عصری که مسلمان در فلسطین توسط یهود کشته می شود، عصری که مسلمان در گوشه گوشهء جهان مظلومانه می میرد ولی؛ هنوز هم‌ متهم به تندروی و تروریزم است.
رنج دهنده تر از همه فرار مسلمان از دین و پروردگارش است، مسلمانِ که جرئت فریاد زدن ندارد، مسلمانی که آرامش و صلح را از رَبَش‌ نمی خواهد، در تلاش است تا به آغوش گرگِ وحشی پناه برد.
مگر‌ می شود این رنج دهنده نباشد وقتی مسلمان برای قتل دشمن دین و عزتش شمع روشن کند ولی در دفاع از مظلومیت برادر و خواهر مسلمانِ خود سخن نگوید؟
به این ذلت بسنده نمی کند، او حتی حاضر نیست در قلب از دشمن تنفر داشته باشد.
ما کَفِ روی آبیم!
نه هیبتی مانده، نه ارزشِ.
عزتِ مسلمان، جانِ مسلمان، مالِ مسلمان، مرزِ مسلمان، خونِ مسلمان؛ برای جهان، برای آنها ارزش ندارد.
این اخیر چین تروریست هزاران مرد و زن مسلمانِ ترکستانی را شکنجه می دهد، زجر میدهد تا تغییر عقیده دهند، از هیچ ظلمی دریغ نورزیده است.
مثل همیش مدعیان حقوق بشر و مساوات‌ِ انسانها خاموشند. ولی؛ برای مسلمانِ که حداقل صاحب آخرین درجهء ایمان باشد لازمست صدای خود را بلند کند، فریاد بزند، بنویسد، از درون نسبت به‌ دشمن تنفر داشته باشد.
هر صدای که در برابر ظلم بلند شود در حقیقت صدای آزادیست!
آزادی برای ملت خود، آزادی برای انسانیت، آزادی برای جهان.
بلند شویم، صدا بزنیم، بنویسم و اینهمه جنایت را فراموش نکنیم.
دیگر کَفِ روی آب نباشیم، دستِ ظالم را در سرزمین خود قطع کنیم، جلو ظلمِ ظالم در هرجای دنیا که باشد فریاد بزنیم.
این ایستادگی، این فریادها، این نوشتارها؛ اینها همه ملتها را بیدار می کند و به حرکت می آورد.

ورته مطالب

Back to top button