سلايډنظر او تحلیل

افغانستان، طالبان و فدراسیون روسیه

وحید مژده

ضمیر کابلوف نمایندهء خاص فدراسیون روسیه برای افغانستان در 23 دسامبر 2015 در مصاحبه با آژانس خبری انترفاکس روسیه گفته بود که: «با توجه به حضور گروه داعش در افغانستان، در این رابطه میان منافع ما و طالبان، نوعی نزدیکی ایجاد شده است”. وی همچنان به وجود کانال های ارتباطی میان مسکو و طالبان در مورد تبادلهء اطلاعات نیز اشاره کرده بود. منظور وی از این سخن این بود که “دشمن دشمن می تواند دوست تلقی گردد».

در حالیکه دولت افغانستان چشم به کمک های نظامی روسیه دوخته بود، این سخن کابلوف موجب بحث های جدی در افغانستان شد و عده ای این سخن کابلوف را حتی به معنی آغاز حمایت نظامی روسیه از طالبان تلقی کردند. از جانب دیگر طالبان با نشر یک اعلامیه، در حالیکه تائید می کنند با کشور های مختلف در جهان در رابطه و تماس اند، هرگونه توافق با فدارسیون روسیه بر سر مبارزهء مشترک با داعش را رد کردند و گفتند که در این رابطه هیچگونه مذاکره و حتی تماسی میان آنها و روسیه صورت نگرفته است.

طالبان این گزارش روزنامهء انگلیسی “سندی تایمز” را نیز رد کردند که نوشته بود ملااختر محمد منصور در ماه سپتامبر در تاجیکستان با ولادیمیر پوتین رئیس جمهور روسیه دیدار داشته است. در آن زمان که طالبان ولسوالی “درقد” در سرحد با تاجیکستان را تصرف کردند، گزارشاتی از دیدار روسها با طالبان در سفارت روسیه در پایتخت تاجیکستان به نشر رسیده بود.

روابط افغانستان و فدارسیون روسیه در 14 سال گذشته:

سیاست فدراسیون روسیه در مورد افغانستان در طول چهارده سال گذشته نظر به تحولات اوضاع در داخل افغانستان و در سطح بین المللی، از چند مرحله گذر کرده است:

بعد از آغاز عملیات امریکا بر ضد طالبان در سال 2001، روسها سخت علاقمند در پیش گرفتن سیاست فعال در جریانات افغانستان از طریق ائتلاف شمال بودند اما بزودی متوجه شدند که یاران سابق، اکنون گوش به فرمان امریکا هستند. جبههء متحد که روزگاری از کمک های روسیه در جنگ علیه طالبان بهره برده بود، با سقوط امارت طالبان توسط امریکا، دیگر نه تنها تمایلی به داشتن رابطه با فدارسیون روسیه نشان نمی داد بلکه تلاش داشت تا به امریکائی ها بفهمانند که رابطهء گذشتهء آنان با مسکو ناشی از نیاز های آن زمان بوده و دیگر آن دوران و آن نزدیکی و دوستی به پایان رسیده است.

از جمع یاران قدیم، کمونیست های سابق که می توانستند برای روسها کارآمد باشند نیز برای جلب توجه امریکا قبل از جبههء شمال دست بکار شده بودند. این مسئله موجب شد تا روسها نتوانند نقشی موثر در افغانستان ایفا نمایند. اما با وجود این وضع، ماسکو تا سال 2004 همچنان اتحاد شمال را بعنوان یک متحد استراتژیک خود در افغانستان در نظر داشت و با سیاست “صبر و انتظار” امیدوار بود تا بعد از دورهء حکومت موقت بریاست حامد کرزی، این گروه بقدرت برسد.

در سال 2004 این سیاست زمانی تغییر کرد که محمد یونس قانونی در انتخابات ریاست جمهوری افغانستان شکست خورد و در مورد تقلب در انتخابات نیز اعتراضی نکرد. این مسئله نشان می داد که اعضای این اتحاد در ساختار قدرت در افغانستان به مقام دوم قانع اند. آنها بیشتر به فکر بدست آوردن ثروت اند تا قدرت سیاسی. بنابراین روسها به این نتیجه رسیدند که با توجه به دید امریکا در مورد ساختار قومی افغانستان، غیرپشتون ها در ساختار قدرت در افغانستان در مقام دوم باقی خواهند ماند و روسیه نیز باید مجددا با پشتون ها رابطه برقرار نمایند.

اما در این رابطه یک مشکل وجود داشت و آن اینکه تغییر در سیاست ها در کرملین به تاخیر صورت می گیرد. به نظر می رسد که زمامداران جدید کرملین هنوز هم بعضی از عادت های زمامدارن عصر شوروی سابق را ترک نگفته اند. در رابطه به افغانستان نیز اولین علایم تغییر سیاست آنان در سال های 2007 و 2008 دیده شد. یعنی سه سال وقت لازم بود تا راهبرد جدید عملا بکار گرفته شود. از آن زمان ببعد گرچه آنها ظاهرا دوستی و تامین روابط نزدیک با کرزی را آغاز نمودند اما در حقیقت سیاستی را به پیش می بردند که می توان آنرا «سیاست کم مصرف و بی خطر» خواند. یعنی فقط از دور شاهد جریانات اوضاع بودند و گاهی هم نارضایتی خود را از ازدیاد تولید مواد مخدر در افغانستان و تاثیرات منفی آن بر روسیه نشان می دادند. امریکائی ها هم برای نشان دادن حسن نیت، گاهی نیروهای مبارزه با مواد مخدر روسیه را در عملیات بر ضد قاچاقچیان و کارخانه های تولید هروئین در داخل افغانستان شریک می ساختند.

ضرورت تماس با طالبان

فدارسیون روسیه در مورد آسیای میانه نگرانی هائی داشت که حل آن نیازمند تماس با طالبان بود. در سال های 2006 و 2007 مسکو نخستین تماس های مستقیم با طالبان را تجربه کرد. روسها می خواستند در دو مورد نظر طالبان را بدانند؛ نخست موضوع جنگجویان آسیای میانه که هم پیمان طالبان بودند و در آن زمان در وزیرستان زندگی می کردند و می توانستند برای کشور های آسیای میانه دردسر ساز باشند، دوم موضوع مواد مخدر که طالبان باید در جلوگیری از قاچاق آن به آسیای میانه همکاری کنند.

در رابطه به جنگجویان آسیای میانه، طالبان به روسها این اطمینان را دادند که به هیچ گروهی اجازه نمی دهند تا برای کشور های همسایهء افغانستان مشکل ایجاد نمایند. طالبان هیچ اجندا وبرنامهء خارجی که از آن، کشور های دیگر متضرر گردند، ندارند و فقط بخاطر آزادی افغانستان دست به اسلحه برده اند. رهبران حرکت اسلامی ازبیکستان با رهبری طالبان بیعت کرده اند و بدون اجازهء طالبان حتی در داخل افغانستان نیز دست به عملیات نظامی نمی زنند.

در مورد جلوگیری از قاچاق مواد مخدر بسوی آسیای میانه، نمایندگان طالبان وعده ای در حد توان دادند به این معنی که مرزهای شمالی افغانستان توسط نیروهای دولت کابل یا افراد مسلح نزدیک به دولت کنترول می شود و ما فعلا حضور قدرتمندی در آن مناطق نداریم. نمایندگان طالبان گفتند که ما در سال 2001 تولید مواد مخدر در افغانستان را از بین برده بودیم اما این خارجی ها بودند که با حمله به افغانستان، سطح تولید را چندین برابر افزایش دادند. وعدهء طالبان این بود که اگر در آینده بتوانند به شمال افغانستان راه یابند، در این مورد اقدام خواهند کرد.

این تماس با طالبان موجب اطمینان نسبی مسکو شد و روسها احساس کردند که طالبان این مصلحت را در نظر دارند که نه خود برای کشور های همسایه مشکل ایجاد نمایند و نه به دیگران اجازهء این کار را بدهند. در نتیجه، روسها تماس با طالبان را به این بهانه که طالبان نتوانسته اند جلو قاچاق مواد مخدر بسوی آسیای میانه را بگیرند، به حالت تعلیق درآوردند. از آن ببعد تماس های محدودی که مسکو با طالبان داشت در رابطه با آزادی «پترینکو» پیلوت چرخبالی بود که طالبان وی را در ولایت لوگر دستگیر کرده بودند. ضمیر کابلوف در تماس هائی که حدود یک سال به طول انجامید، سرانجام موفق به آزادی آن پیلوت شد.

در سالهای اخیر سیاست روسیه در قبال افغانستاتن تحت تاثیر تحولات بین المللی کمی تغییر کرد، به این معنی که روسها تلاش نکردند تا در مسایل داخلی افغانستان مداخلهء مستقیم نمایند اما در عین حال تلاش نمودند تا جایگاه خود را توسط همکاری های تاکتیکی از یکسو با کشور های غرب و از سوی دیگر همکاری های استراتژیک با کشور های منطقه حفظ کنند و نشان دهند که روسیه هنوز هم یکی از بازیگران مطرح در این عرصه است. بعنوان مثال در جدال بر سر برنامهء اتومی ایران، مسکو در مواردی با غرب همکاری کرد اما سیاست همکاری های تاکتیکی با غرب با جریانات اوکراین به چالش کشیده شد.

اما بعد از سال 2014 روسها مجبور شدند تا سیاست خود را در مورد افغانستان به دلیل کاهش نیروهای خارجی در افغانستان تغییر بدهند و خود را با چالش های بعد از خروج این نیروها آماده سازند که پیشروی طالبان بسوی شمال افغانستان در این تغییر سیاست نقشی مهم داشت. آنها از یکطرف خواستند با طالبان رابطه داشته باشند و از جانب دیگر نگران بودند که مبادا این رابطه، ناشی از ضعف فدارسیون روسیه تلقی شده و موجب ترس رژیم های آسیای میانه گردد و آنها را به رفتن بسوی غرب ترغیب نماید. سیاست روسها محتاطانه در حال تغییر بود.

این نکته نیز شایان دقت است که دوام جنگ در افغانستان و محدود به مرز های جغرافیائی این کشور، از دو جهت به نفع روسها بود:

نخست اینکه ماموریت افغانستان، امریکا و متحدینش را در کشوری که روسها قبلا جنگی نافرجام را در آن تجربه کرده بودند، درگیر نبردی طولانی و فرسایشی ساخت و مانع تحقق برنامه های امریکا برای نفوذ به آسیای میانه گردید. امریکا نتوانست انقلاب های مخملی را در جمهوری های آسیای میانه براه اندازد و رژیم های دلخواه خویش را جانشین رهبران بازمانده از دوران شوروی سابق در این کشور ها سازد.

دوم اینکه جنگ در افغانستان موجب شد تا چین نیز از دسترسی دلخواه به منابع طبیعی آسیای میانه باز ماند و شکارگاه اختصاصی کرملین در شرایط بسیار دشوار برای مسکو، به دلیل ناامنی و جنگ در افغانستان، همچنان دور از دسترس چین باقی ماند.

تحولات سال 2015

در سال 2015 طالبان حملات شانرا به مناطق شمال افغانستان افزایش دادند. پیشروی های طالبان بسوی شمال و مناطقی که پایگاه ائتلاف شمال بشمار می رفت، نظر روسها را در رابطه به وقایع افغانستان بیش از پیش تغییر داد. طالبان ابتدا در بدخشان پیشروی کردند در حالیکه در زمان حاکمیت شان بر 90 درصد از خاک افغانستان، نتوانسته بودند بر این ولایت تسلط یابند.

در حالیکه روسها مشغول ارزیابی این وضع بودند، واقعهء دیگری اتفاق افتاد که بیش از پیش موجب نگرانی مسکو شد؛ جنگجویان طالب موفق شدند تا برای نخستین بار در طول چهارده سال گذشته مرکز ولایت کندز، ولایتی در مرز با آسیای میانه را تسخیر کنند. هرچند این فتح برای طالبان کوتاه مدت بود، اما نشان داد که طالبان در شمال نیز حمایت مردم برخوردار اند. این مسئله نیز در تغییر سیاست روسیه در مورد افغانستان بسیار موثر بود.

اما پیشروی طالبان در ولایت هائی از شمال بخصوص فاریاب وجوزجان که بیشتر پایگاه جنرال دوستم بشمار می رفت این پیام را داشت که طالبان مرزهای قومی را درنوردیده اند. هرچند جنرال دوستم آخرین تلاش های خود را برای قدرت نمائی انجام داد و با بردن پسرانش به میدان جنگ، تلاش داشت تا دو پیام را به کشور های آسیای میانه و نیز روسها داشته باشد:

نخست اینکه او همچنان در میان مردم ازبیک تبار از حمایت گسترده برخوردار است و می تواند مانع از نزدیک شدن طالبان به مناطق هم مرز با آسیای میانه گردد و پسرانش بعد از وی نیز با حمایت مردم این مناطق قادر به ایفای این نقش اند. قدرت خانواده اش بعد از وی نیز در این مناطق برقرار خواهد بود.

دوم اینکه طالبان یک نیروی پشتون اشغالگر از جنوب اند که تحت فرمان فرماندهان نظامی آی اس آی به شمال حمله ور شده اند و فاقد پایگاه مردمی اند. اما روسها که وقایع را از نزدیک دنبال می کردند، می دانستند که ناکارآمدی دولت در افغانستان موجب نارضایتی گستردهء مردم در شمال شده و طالبان با آوردن طالبان ازبیک تبار به جنگ در این مناطق، پایگاه جنرال دوستم را بشدت تضعیف کرده اند. هرچند این پایگاه از قبل نیز در اثر رقابت های داخلی جبههء شمال، به ضرر جنرال دوستم تغییر کرده بود. به همین دلیل نیز بعد از بیرون شدن نیروهای تحت فرمان دوستم از آن مناطق، طالبان در کوتاه مدت مجددا به آن مناطق بازگشتند.

سخنان جنرال دوستم در حمایت از امریکا که گفت «اگر امریکا دشمنان سر سختی چون القاعده دارد، دوستان سرسختی چون من نیز دارد که نیروهای ضد امریکائی را سرکوب کردم» برای روسیه به هیچ صورت خوش آیند نبود و این حقیقت که جنرال دوستم رابطهء دوستانه با نظامیان ترکیه دارد با توجه به تنش های اخیر در روابط میان ترکیه و روسیه، قابل دقت است. تمایل روسیه به نزدیکی با طالبان در مبارزه با داعش را می توان نشان از ناامیدی کامل مسکو از یاران پیشین دانست.

دخالت نظامی روسیه در سوریه سرآغاز یک تحول جدید در روابط جهان بعد از 11 سپتامبر 2001 یا سرآغاز جنگ سرد جدید تلقی می شود. روسها با این باور داخل این جنگ شدند که امریکا و متحدینش در سوریه زیر نام مبارزه با گروه دولت اسلامی، این گروه را تقویت می کنند. از آنجائی که بخشی مهمی از نیروهای رزمی داعش در سوریه متشکل از جنگجویان آسیای میانه است که در میان آنان ترک تباران آسیای میانه نقشی مهم دارند، ترس روسها اینست که از سوریه بعنوان یک مرکز آموزشی نظامی استفاده می شود که سپس این افراد به کمک ترکیه و از طریق افغانستان در جهت بی ثباتی آسیای میانه بکار گرفته شوند.

سیاست کشور های دیگر منطقه

عربستان سعودی هم که بعد از بقدرت رسیدن شاه سلمان در این کشور، در صحنهء سیاست جهانی دخالتی متفاوت از گذشته دارد، در صدد است تا ائتلافی نظامی از کشور های اسلامی را علیه گروه دولت اسلامی شکل دهد اما روسیه و ایران این ائتلاف را حرکتی علیه خودشان تلقی می نمایند. تمایل روسیه برای همکاری احتمالی با طالبان می تواند ریاض را نگران سازد و این کشور را تشویق به در پیش گرفتن نقشی جدی تر در افغانستان نماید. یک احتمال اینست که در ابتدا سعودی ها بخواهند نقشی در مذاکرات صلح افغانستان داشته باشند و در این صورت ایران نیز خاموش نخواهد نشست.

تمایل نزدیکی به طالبان از جانب روسیه می تواند خبری ناگوار برای پاکستان نیز باشد و قدرت مانور این کشور در تاثیر گذاری بر طالبان را تحت تاثیر قرار دهد. پاکستان هیچگاه نمی خواهد تا طالبان با کشور های دیگر رابطه ای بدور از چشم اسلام آباد داشته باشند و بخاطر جلوگیری از این کار، تاکنون تعدادی از رهبران طالبان را کشته و یا به زندان انداخته است.

هر قدر دامنهء تماس طالبان با کشور های دیگر بیشتر شود، از همکاری پاکستان با دولت افغانستان در پروسهء صلح کاسته خواهد شد زیرا پاکستان می داند که اگر بر طالبان فشار وارد سازد و از راه زور برای آوردن آنان بر میز مذاکره تلاش نماید، کشور های دیگری هستند که از آنان حمایت کنند. نتیجهء این کار برای پاکستان، هم از دست دادن طالبان وهم سردی روابط با افغانستان خواهد بود.

زمزمهء حضور داعش در افغانستان و بخصوص شایعات در مورد نقش بعضی از مقامات بلند پایهء دولت افغانستان در تقویت این گروه، عامل اصلی نگرانی مسکو از وضع در افغانستان است که نشان دادن چنین تمایل از جانب روسیه، شاید تمویل کنندگان پروژهء داعش در افغانستان را به تجدید نظر در این برنامه وادارد. سخنان ضمیر کابلوف در حقیقت عرصهء دیگری از همکاری ممکن با طالبان را از دید مسکو مشخص می سازد که دو طرف بر بنیاد همان مقولهء مشهور که «دشمن دشمن می تواند دوست باشد» خواهند توانست در برابر دشمن مشترک با هم همکاری نمایند.

Tags

ورته مطالب

ځواب دلته پرېږدئ

ستاسو برېښناليک به نه خپريږي.

Back to top button